هرچند که میگن خاطرات مثل تیغ کند هست هرچی میکشی رو رگت نمیبره ولی تا میتونه زخمی میکنه دلتو
نمیدونم چجوری این تیغو از خودم جدا کنم
بیزحمت نظر ندین دوستای گلم میخام تنها باشم این ای دی منه happy_boy228کاری داشتین پی ام بدین
درد ما را عاشقی درمان کند ای که بیماری بیا عاشق شویم
هرچند که میگن خاطرات مثل تیغ کند هست هرچی میکشی رو رگت نمیبره ولی تا میتونه زخمی میکنه دلتو
نمیدونم چجوری این تیغو از خودم جدا کنم
بیزحمت نظر ندین دوستای گلم میخام تنها باشم این ای دی منه happy_boy228کاری داشتین پی ام بدین
گفتی امشب شب یلداست دل من همیشه تنهاست شونه های مهربونت خوابه ومثل یه رویاست بیا با من مهربون باش تامی تونی هم زبون باش واسه این پرنده امشب تا میتونی اسمون باش
گل سرخ یادگاریت میگه که اهای دیوونه اون دیگه بر نمی گرده چرا یادت نمیمونه![]()

واسه ی دلای سنگین...
می خونم شعر صمیمی...
می زنم ساز قدیمی ....
می دونم تو هم می خونی..
قدر این دلو می دونی....
نکنه یه وقت بخوای خسته شی...
منو تنها بذاری جابزنی...
می دونی دوست دارم..
اینو که خودت دیگه خوب می دونی ...
من و تو کتاب این عشق زمینیم....
قصه مال بچه هاست...
غصه مال عاشقاست...
این یه شعر زندگیست...
شعر ساده ی دلداگی است...
بگو که با من می مونی...
واسم از وفا میخونی...
شده ام دیوانه
به گمانم شده ام ديوانه
بعد از آن روز كه من
ديده ام رويت را
بعد از آن ناز و كرشمه
بعد از آن خنده ي زيبا
شبهمه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است
روز ستاره ت ا سحر، تیره به آه کردن است
متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است
چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است
ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است
لوح خدانمایی و آینۀ تمام قد بهتر از این چه تکیه بر، منصب و جاه کردن است؟
ماه عبادت است و من با لب روزه دار از این قول و غزل نوشتنم، بیم گناه کردن است
لیک چراغ ذوق هم اینهمه کشته داشتن چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است
من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی از دم مهد تا لحد، در اشتباه کردن است
غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه سجده به کاخ کبریا، خواه نخواه کردن است
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند؟ این هم اگرچه شکوۀ شحنه به شاه کردن است
عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من رو به حریم کعبۀ لطف اله کردن است
گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است
بوسه تو به کام من ،کوهنورد تشنه را کوزۀ آب زندگی توشه راه کردن است
خود برسان به شهریار، ای که در این محیط غم بی تو نفس کشیدنم، عمر تباه کردن است
امسال راه رفتن او را با ديگري
در زير باران
اشکهايم را ديدم....
شايد باران پارسال اشکهاي فرد ديگري بود

بیا تا برایت بگویم
زندگیم تو هستی
همه آبرو و همه آرزویم تو هستی
کسی که در دستهای مهربانش
دنیایی از رویای شیرین من بود
با تو هراسی ندارم
هراس از فنا شدن
بیا تا برایت بگویم
که معنای دیدن قشنگیهایت
شنیدن صدایت
که همیشه برای من تویی و همیشه تو خواهی ماند
که تنها تنها تنها تویی تو
بیا تا برایت بگویم
از این همه عشقم به تو
از این همه وفا و صبوری
از دستی که دست مهربانت را با تمام وجود خواستار است
بیا تا برایت بگویم
تکلیف عشقی که در دل نشاندی چیست...
اکنون که می نویسم از تمام شب های تنهایی ام تنها ترم
از تمام دلتنگی ها دلتنگ ترم
هم چون روز روشن بر من هویداست
که در مسیر زندگی ات روانه خواهی شد
و شاید هیچ گاه من در خاطرت نمانم
و من بی شک هر جا که باشم نشانی از تو دارم
که با تو بودن را برایم زنده می کند
تو می روی ومن با لبخند بدرقه ات می کنم
من می مانم و کوله باری ازاحساس تنهایی می مانم
باز هم مثل همیشه
اما می دانم
در تنهایی هم
با من هستی
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت
تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با ضربه های بیقرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته از این زندگی با غصه های بی شمار................![]()
اون از ستاره این از ماه اون از شب تاریک و این از راه این از من تنهای بی همسفر تو کجایی؟؟... اون از غروب این از سحر گفتی منتظرم برگرد از سفر حالا که به خونه رسیدم تو کجایی؟؟... اون از زمستون این از بهار دستای سرد دل بی قرار ای داد از غم تنهایی تو کجایی؟؟... بی تو هر روز غروبی دلگیره شبای سرد من قد یه ستاره روح آواز تو چنگ شب اسیره معنی اسم تو بهترین ترانست نه پیامی نه نشونی رو زمینی یا آسمونی؟! کاش میگفتی کاش میدونستم تو کجایی؟؟... اون از بقیه این از تو امروزم مثل دیروز روز از نو خسته ام از روزای تنهایی تو کجایی؟؟... شبای تو همشون مهتابی روزای تو گرم و آفتابی اینم از روز و شب من تو کجایی؟ این از خواهش منو غرور تو این از بله ی منو سکوت تو حرفاو روزا همه تکراری تو کجایی؟؟... بی تو هر روز غروبی دلگیره شبای سرد من قد یه ستاره روح آواز تو چنگ شب اسیره معنی اسم تو بهترین ترانست حیف از روزایی که بی تو بودم اون همه شب که تنها بودم دیر اومدی ولی زود رفتی تو کجایی؟؟...
گرفتم بعد عمري مدرکي چند
!و اينجانب شدم حالا مهندس
ندانستم که ريزد از چپ و راست
!ز پايين و از آن بالا مهندس
:غضنفر گاري اش را هول نميداد
!د ِ يالا هول بده يالا مهندس
تقي هم چونه ميزد کنج بازار
!نمي ارزه واسم والا مهندس
***
:به مرد قهوه چي ميگفت اصغر
!دو تا چايي قند پهلو مهندس
شنيدم کودکي ميگفت در ده
!به مردي با چپق خالو مهندس
ز جنب دکه اي بگذشت مردي
!صدا آمد " آب آلبالو مهندس "
خلاصه ميخورد خون جماعت
!هميشه بدتر از زالو مهندس
***
شنيدم با تشر ميگفت معمار
!به آن وردست حمالش مهندس
همين مانده که از فردا بگويند
!به گوساله و امثالش مهندس
يهو ياد سکينه کردم اي داد
!فداي آن لب و خالش مهندس
شنيدم که عمل کرده دماغش
خبر داري از احوالش مهندس؟!
***
شنيدم بعد تنظيمات بيني
!بهش ميگن همه خانوم مهندس
شنيدم بچه زاييده دوباره
بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟
...
!سرت رو درد آوردم من مهندس
!سخن از هر دري اومد مهندس
يکي سيگار ميخواد اون سمت دکه
!برو که مشتري اومد مهندس

وقتی گلدون خونمون شکست
پدرم گفت قسمت این بود...!
مادرم گفت حیف شد...!!
داداشم گفت کاش دو تا داشتیم...!!!
اما وقتی دل من شکست
هیچکس به فکرش نبود
هیچکس...!!!
گفت: سلام!
گفتم: سلام!
معصومانه گفت: می مانی؟
گفتم : تو چطور؟
محکم گفت: همیشه می مانم!
گفتم: می مانم.
روزها گذشت. روزی عزم رفتن کرد. گفتم: تو که گفته بودی می مانی؟!
گفت: نمی توانم! قول ماندن به دیگری داده ام .... باید بروم!
کسی که نیس تولدمو بهم تبریک بگه
الهامم که منو پیچوند با تموم ...
تولدم مبارک![]()
۱۸اسفند میرم تو ۲۲سال یعنی فردا

تمام
آنچه را که می پنداشتم زنده است-مرد
می خواهم در مراسم وفاتم بر جنازه ام نماز بخوانم
می خواهم خودم با دستهای خودم جنازه ام را به خاک بسپارم
می خواهم به خاک بگویم که با آن مهربان باشد - مهربان
می خواهم با آن خداحافظی کنم
و بعد بروم
بروم از اینجا به آنجا - به ناکجا
به آنجایی که اینجا نیست
اینجا مرا غمگین می کند
مدتهاست که طعم شادی واقعی را نچشیده ام
گرمای مهربان خورشید مرا لمس نکرده است
چشمهایم رو به دریا باز نشده است
مدتهاست
از آن روزهای شاد مدتها می گذرد
سالهاست
یادم نمی آید امید چه رنگ است
به آرزویی رسیدن چه لذتی دارد؟
می خواهم سفر کنم - سفر
با خودم کوله باری از اینجا نخواهم برد
نمی خواهم از غمهای اینجا چیزی با خود ببرم
اینجا جز غم سوغاتی ندارد
خداحافظ همه غمهای سنگین
خداحافظ
من می روم
شما بمانید و این آدمها
شما بمانید
آنقدر غرق در آهنگ صدايت بودم كه نديدم تنهام 
و صداي بادست كه به من مي گويد
او دلش با دگريست،تو كجاي كاري!

صدای قدمهایت را هنوز هم میشنوم … !
آنروزها عاشقانه با هم گام برمیداشتیم.
شبها ستاره بودیم در آسمان، .. و هر صبح میرفتیم تا رسیدن به
خورشید.
آنروزها در کنار هم، به شمارهی قدمهامان فکر نمیکردیم.
آنروزها هیچچیز اهمیت نداشت!!!!!!! هیچچیز به اندازهی تو اهمیت
نداشت.!..
اما..
اینروزها سکوت را حس میکنم.!.. و میدانم که فاصلهها را دوست
ندارم.
در اینروزها من تمام دقایق و ثانیهها را میشمارم، تا رسیدن به تو…
هرچی حرفای قشنگه مال تو هرچی گوشه وکنایست مال من
هرچی آهنگ قشنگه مال تو صدای ساز شکسته مال من
کوه بیستون با نقشش مال تو تیشه ورنجش مال من
هرچی روزای بلنده مال تو شبای سیاه ابری مال من
اون شبای پرستاره مال تو یه دونه ماه ونشونش مال من
هرچی دریاست توی دنیا مال تو یه چیکه قطره بارون مال من
تموم رنگهای عالم مال تو یه دونه رنگ قشنگش مال من

چه دلپذیر است
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
درد را از هر طرف که بنویسی همان درد است
مثل درد من مثل درد تو مثل درد همسایه که دلش گرفته است
و چراغ خانه اش خاموش است
من به روشنی بد نکردم که تو اینگونه افتاب را از کوچه زندگیم گرفتی
وقلبم را رنجانیده ای
وزخم خنجر بر پشت من نهادی
من و تو غباری بیش نیستیم در این ویران سرا
این را همیشه یادت باشد
{من باختمممممممممممممممممممممممممممممم}
داري ميگذري از من داري رد ميشي آسون
حرفي برات ندارم بغضمو كردي پنهون
اشكمو در مياري ولي انگار نه انگار
دستامو بگير تو دستات براي آخرين بار
يه لحظه چشمات و ببند شايد ما رو يادت بياد
همون كه بهش گفتي يه روز جاي تو هيچ كس نمياد
اين شعر عاشقونه نيست،يه التماس خوب من
غرور و گريه ميكنم ،نشكن منو پس م نزن
چند بار بايد به چشم تو بشكنم آروم بگيري
بگو چقدر گريه كنم تا ديگه از پيشم نري
بگو چقد اشك بريزم تا منو تنها نذاري
دارم به چشمات باج ميدم تا تو بگي دوسم داري
اما من هنوز دوست دارم بدون
اگه حتي قلبتو پس بگيري
اگه مثل امروزم بهم بگي
نميخوام كه تو رو ميتوني كه بري
هنوزم چشماتو مي پرستمو بي تو هر لحظه رو درگير تواَم
تو خيالم دستاتو ميگيرمو بازم احساس ميكنم پيش تواَم
...

یکی داشت و یکی نداشت
اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم!!!
یکی خواست و یکی نخواست
اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن و نخواست
من بودم!!!
یکی بود و یکی نبود
اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم!!!
یکی اورد و یکی نیاورد
اونی که اورد تو بودی و اونی که بی تو به هیچ کسی
ایمان نیاورد من بودم!!!
یکی برد و یکی نبرد
اونی که برد تو بودی و اونی که دل به تو باخت من
بودم!!!
یکی گفت و یکی نگفت
اونی که گفت تو بودی و اونی که دوست دارم رو
جز تو به هیچ کسی نگفت من بودم!!!
یکی موند و یکی نموند
اونی که موند تو بودی و اونی که بی تو نمیتونست بمونه
من بودم!!!
یکی رفت و یکی نرفت
اونی که رفت تو بودی و اونی که بخاطر تو،تو قلب هیچکس
نرفت من بودم!

